برای تو
برای تنهایی تو
برای قلبت
که همه ی کوچ است.
برای تو می خوانم
که بازگشت شهابی
در آسمان سربی
و شعری
در خزانی خونین
برای تو می گویم
برای تو می خوانم
برای تو
که در کنار دنیا ایستاده ای
با شعری از خاطرات کودکی
برای تو
برای آنکه دوست می دارد
دوستی را
و خواب می بیند
زیتونزاران را
و می نشیند
در مزرعه ی نان
برای تو
برای کسی که در یاد لاله های زمینی می ماند
و خاک را با عشق فردا
خیش می کند
و با آفتاب قله های دور دست
می خواند
برای آنکه
در عشق به من اعتماد کنی
و گله ی بزغالگانت را
در مزرعه خالی بگردانی
و گندم های سبز را
در بهار خاک درو کنی
و در کشتزار خالی ما بنشینی
و بر سفره ی بیات
نان ما را قسمت کنی
برای تو می خوانم
که سهم مائی
برای تو
برای تو می خوانم
{عظیم خلیلی}
"عاشقانه ها"